Welcome
"I want to thank Michael Barker. Michael, I told your people, I think you love "A Separation" more than me. Thank you, Tom Bernard. Thank you, Sony Pictures Classic. When I was coming up on the stage, I'm also thinking what should I say? Should I say something about my mother, my father, my kind wife, my daughters? My dear friends? My crew, big and lovely crew? But no. I'll just say something about my people. I think they are a truly loving and peaceful people. Thank you very much." بله، قسمتی که اون بالا نقل شده، صحبتهای یکی از کارگردانان بزرگ ایران هست در مراسم اهدای جوایز Golden Globe. فیلم "Seperation یا جدایی نادر از سیمین" به عنوان بهترین فیلم خارجی در این نشست هنرمندانه، جایزه رو از آن خود کرد و باعث خوشحالی خیلی از ما ایرانیها شد. ترجمه متن بالا: ابتدا از مایکل بارکر از بنیان گذاران سونی پیکچرز کلاسیک تشکر میکنم، فکر کنم مایکل فیلم " جدایی نادر از سیمین" رو خیلی بیشتر از من دوست داره، متشکرم سونی پیکچرز کلاسیک... وقتی به روی صحنه میآمدم داشتم به این فکر میکردم که باید چی بگم؟ در مورد مادرم حرفی بزنم، پدرم، همسر مهربانم یا دخترانم؟ دوستان عزیزم؟ همکاران؟ اما نه، میخوام در مورد مردم کشورم بگم... آنها مردمی دوست داشتنی و صلح طلب هستند ... متشکرم. یلدا یعنی یادمان باشد، زندگی آنقددددددددددددددر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را باید جشن گرفت! دوستان عزیز، شب یلداتون مبارک... امیدوارم شب خوبی رو سپری کرده باشین! این هم از فال حافظ ... خوش شانسی اینه که نیت کنی دانشگاه نری و کلاس رو به قول معروف بپیچونی! بعد یکی از همکلاسیها بهت زنگ بزنه که استاد توی برد زده امروز کلاسش تشکیل نمیشه! ممنونم استاد! بد شانسی از طرف دیگه اینه که کل یک هفته تعطیل رو وقت بذاری روی امتحان میان ترم، بعد همون دوست مورد نظر بهت خبر بده که ما چون وقت نکردیم درس بخونیم رفتیم با استاد صحبت کردیم که امتحان رو بندازه 30 آذر! خوب دستتون درد نکنه که آدم رو از کار و زندگی میندازین دیگه! ظهر خون مولا به تسبیح و نماز محشری شد چون وضو سازد به خون کربلا سجاده ی مولای عشق قدسیان آسمانی سوختند پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز گویدش یارب ذبیح الله منم هر نفس ذکرم فقط نام تو باد تن که ارزان است گو جان میدهم امتحانم کن که چون عاشق شدم مهر تو گردد به جان من فزون کو قیامت تا تماشایم کند دقت کردین چققققققققققققققققققدر روزها زود میگذره؟ اصلا باورم نمیشه که بیش از یک ماه از update شدن وبلاگ گذشته... سلام، از اونجا که این وبلاگ به نوعی شده دفترخاطرات من، تصمیم گرفتم به عنوان یادگاری اینجا تاریخ گرفتن اولین حقوقم رو ثبت کنم! در پست قبل اشاره ای به مرگ استیو جابز شد. امروز این ایمیل توسط یکی از دوستان به دستم رسید که یادآوریش برای خود من هم جالب بود! شاید بعضی از شما دوستان این سخنرانی رو قبلاً شنیده یا خونده باشید... استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. و حالا ادامه داستان از زبان جابز: به نظر من خیلی مهمه که آدم با خودش روراست باشه...بدونه دقیقاً چی از زندگی میخواد و خودش برای زندگی خودش تصمیم بگیره و اینقدر قوی باشه که اگه اشتباهی هم مرتکب شد، بگه خودم کردم که ... ما آدمها یک اخلاق جالب انگیز داریم! اینکه با پیش داوری بزرگ شدیم و درست وقتی توی یک موقعیت مشابه قرار میگیریم، میفهمیم که راه خیلی سخت تر و پیچیده تر از اونی بوده که فکرش رو میکردیم. (یک توصیه: تا وقتی تجربه نکردید، در مورد دیگران قضاوت نکنید!) گاهی یکسری اتفاقات توی زندگی میوفته که خیلی ارزشمنده، چرا؟ چون باعث زدن جرقه میشه! درست موقعی که بهش نیاز داری تا از routine زدگی دربیای... حدود 10 درصد از جمعیت دنیا چپ دست هستن! این باعث میشه که کمترین توجه بهشون بشه! خیلی از ما (چپ دستها) بنا به شرایط عادت کردیم که خودمون رو با سیستم دست راستیها وفق بدیم! خود من روی صندلی دست راست میشینم، ویولن رو مثل راست دستها میزنم و... به هر حال اینکه بعد از 21 سال متوجه شدم یک چنین روزی به ما چپ دست ها اختصاص داره، خیلی برام جالبه، در نتیجه این پست رو به افتخار خودم و همه چپ دستهای دنیا منتشر میکنم... شاد باشید، قدر لحظات زندگیتون رو بدونین منبع خبر: آخی، دوباره ماه رمضان امد...نمیدونم دلم براش تنگ شده بود یا نه؟؟!! اما خوب همیشه یکسری اتفاقات خاص توی این ماه برای من میوفته که باعث ایجاد یک خاطره قشنگ میشه... سلام، نمیدونم چرا خیلی از ما آدمها با اینکه از زندگی مون راضی هستیم، اما همیشه حسرت نداشته ها رو میخوریم! ترم 5 هم با تمام خوبیها و بدیهاش تمام شد و تنها چیزی که ازش به جا موند، خاطره ها و درسهای مختلفش بود!
![]()
ادامه مطلب


ادامه مطلب


کلی برای هفته بعد از اون امتحان برنامه داشتم که بشینم روی پروژه ام کار کنم، قبل از فرجه های امتحان تحویلش بدم، حالا هیچی به هیچی!

در میان خیمه ها راز و نیاز
قبله اش عشق است و تسبیحش جنون
روی دوشش آتشین شولای عشق
(چشم بر مولای محشر دوختند)
گفت یارب من حسینم در نماز
پاره پاره قطعه قطعه این تنم
مست مست از دُردی جام تو باد
(هرچه خواهی تو بگو آن میدهم)
******************************
خوانمت امروز در میدان جنگ
آن زمان بارد به رویم تیر و سنگ
بی کفن بی سر ترا لایق شدم
چون ببینم کودکانم غرق خون
کو توانی تا که حاشایم کند
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب




ادامه مطلب
یا گاهی اوقات که یک تغییر میتونه زندگیمون رو زیر و رو کنه، به هر دلیلی با اون مخالفت میکنیم؟!
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٥٢ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ساعت
۱:۳٠ ق.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠ساعت
۳:٢٤ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٠٩ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠ساعت
٤:۳۳ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٠٠ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ساعت
۱٠:٥۳ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠ساعت
۱۱:٠٠ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ساعت
۸:٢٩ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠ساعت
۱:۱۱ ق.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٤۳ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠ساعت
٩:۳٠ ق.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٠۳ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت
۱۱:۳۳ ق.ظ توسط El.Sa نظرات () |
نوشته شده در شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠ساعت
٧:٤۸ ب.ظ توسط El.Sa نظرات () |

